دیشب زنعمو اومده بود شبنشینی. میگفت مردم میگن امسال قطعی گاز داریم. واسه همین از الان داره خودش رو آماده میکنه واسه قطعی گاز و سرما و مدیریت خونه. میخوان کرسی بگذارند. مامان هم دید فکر بدی نیست و امروز بهم گفت بد نیست ما هم کرسی بگذاریم. گفتم آخه کجا؟ گفت همین جا تو نشیمن! ببینیم چی میشه حالا، ولی من که تو اتاق خودم راحتترم. سرما و گرما برام فرقی نمیکنه.
برچسب:
نویسنده: oxtertuts
برچسب:
نویسنده: oxtertuts
بعد از حدود سه هفته حسین رو دیدم و حال برادرش رو پرسیدم. گفت اون کدوها رو من آورده بودم؟ گفتم آره! و باز ازش عذرخواهی کردم. واقعا هم رفتارم بد بود. یعنی هر بار حال مامان رو میپرسید و حتی یه بار نگفتم برادرش چطوره! بهش گفتم نمیدونم چرا از ذهنم پاک میشد و فراموش میکردم. تشکر کرد. میگفت الان میتونه کمی انگشتهاش رو تکون بده.
برچسب:
نویسنده: oxtertuts
برچسب:
نویسنده: oxtertuts
بالاخره بعضی از طرحهام رو تو ارائهگاه قرار دادند، ولی همچنان طرحهای قدیمیترم رو منتشر نکردند. نمیدونم امروز رو سایت قرار میگیره یا باز باید منتظر بمونم. در هر صورت این اسکین رو در مدت اخیر طراحی کرده بودم و تصویر مارسل پروست، نویسنده مشهور فرانسوی، هست که کتابش رو سالها قبل خوندم. این طرح رو میتونید از اینجا تهیه کنید و اگه دوست دارید کارت استیکرش رو داشته باشید میتونید از اینجا بخریداری.
برچسب:
نویسنده: oxtertuts